الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
169
الغدير ( فارسي )
آن گاه كدام انسان است كه بشنود آن همه بزرگان كه نامشان را برديم - كه دارندگان آن همه برترىها و دانشهايند - به پيروى از مبنائى تن دردهند كه او دنباله روى ايشان را خوش ندارد ؟ بى آن كه بداند چنين نسبت ساختگى را در هم بافتهاند تا راه پرت خود را تبليغ نموده و سخن نادرستشان را ترويج كنند و پرده بر كژىهاشان بكشند . اينها همه را رها كن و با من بيا تا در اصول كمونيسم و گروههاى اشتراكى نگاهى بيفكنيم تا بدانيم كه ايشان با همهء گروههاى متعددى كه دارند ، ( اشتراكىهاى دموكرات ، اشتراكىهاى ميهنپرست و نازى ، كمونيستها و ماركسيستها و كسانى كه اشتراك در سرمايه را پذيرفتهاند ) و با اختلافات فراوانى كه از ديدگاههاى گوناگون با يكديگر دارند باز هم در سه مورد با يكديگر هيچ اختلافى ندارند و ما به الاتفاق آنها - در ميان آن همه اختلافات - همان هاست : 1 - ويران كردن نظام كنونى و بر پا كردن نظامى تازه بر روى ويرانههاى آن ، كه تقسيم دارائىها را - به صورتى دادگرانه ميان افراد تضمين كند 2 - الغاء مالكيت خصوصى نسبت به ثروتهايى كه زايندهء ثروت است مثل : سرمايه و زمين و كارخانهها . به اين صورت كه همهء آنها به مالكيت دولت در آيد تا آن را ملك توده قرار داده و براى مصالح توده به كار اندازد . 3 - همهء اشخاص به حساب دولت به كار بپردازند و در برابر آن دستمزدهايى برابر به ايشان داده شود و بنياد تعيين دستمزد نيز ارزش كارى باشد كه هر يك از ايشان به انجام ميرسانند و در نتيجه ، افراد هيچگونه درآمدى بجز دستمزدها نداشته باشند . كمونيستها در برابر ديگر افراديكه مسلك اشتراكى دارند در دو مورد برنامه اى خاص خود دارند : 1 - الغاء همهء مالكيتهاى خصوصى بدون اينكه هيچ تفاوتى ما بين ثروتهاى زايندهء ثروت و ثروتهائيكه بكمك نيروى فكر يا بازو بدست ميايد ، گذاشته شود . 2 - تقسيم ثروت در ميان اشخاص بصورتيكه به هر كس به اندازهء نيازهايش داده شود و از هر كس به اندازهء توانائيش كار كشيده شود و از كارگر به اندازه اى